نیل ای. میلر

  • شرطی کردن احشایی و بازخورد زیستی

تا سال های دهه ۱۹۶۰، باور این بود که شرطی سازی کنشگر تنها برای پاسخ هایی که در برگیرنده ماهیچه های اسکلتی یا مخطط اند میسر است. ماهیچه های صاف و غدد به وسیله دستگاه عصبی خودمختار کنترل می شوند و باور عموم این است که پاسخ هایی که به واسطه دستگاه عصبی خودمختار صورت می پذیرند قابل شرطی شدن از راه شرطی کنشگر نیستند.

اکنون تعدا زیادی پژوهش نشان می دهند هم انسان ها و غیر انسان ها می توانند محیط درونی خود را کنترل کنند. برای مثال، معلوم گشته است که افراد می توانند ضربان قلب، فشار خون، و درجه حرارت پوست بدن خود را کنترل کنند.

میلر و کارمونا(۱۹۶۷) به گروهی از سگ های تشنه، هر زمان که ترشح بزاق می کردند آب می دادند و به گروهی دیگر از سگ های تشنه پس از اینکه مدتی نسبتا طولانی را بدون ترش بزاق می گذراندند آب می دادند. میزان ترشح بزاق برای گروه اول افزایش ولی برای گروه دوم کاهش یافت. بدین طریق، نشان داده شد که ترشح بزاق که زیر کنترل دستگاه عصبی خودمختار است با روش شرطی سازی کنشگر قابل تغییر است. آزمایش های دیگری نشان دادند که پاسخ های خودمختار را می توان با استفاده از تقویت کننده های ثانوی نیز شرطی کرد.

در مواردی با استفاده از یک وسیله، تغییرات ایجاد شده در رویدادهای درونی بیمار را که سعی در  کنترل آن دارد، مثلا فشار خون یا بی نظمی های قلب، به او نشان می دهند. به این نشان دادن تغییرات ایجاد شده بازخورد زیستی[۱] می گویند، زیرا به بیمار درباره پاره ای رویدادهای درونی زیستی اطلاعاتی می دهد. معمولا در این روش از تقویت کننده هایی مانند غذا یا آب استفاده نمی شود، بلکه اطلاعات  حاصل از تدابیر بازخورد زیستی، تنها چیزی است که برای ایجاد این نوع یادگیری لازم است. به یک معنی، اطلاعات به دست آمده نقش تقویت کننده را ایفا می کند.

معمولا پس از مشاهده بازخورد زیستی برای مدتی مشخص، بیماران از حالات درونی خود آگاه می شوند و می توانند متناسب با آن بدون بازخورد زیستی پاسخ بدهند. کاملا آشکار است که این زمینه کلی از پژوهش که بعضی وقت ها به آن شرطی احشایی[۲] گفته می شود در پزشکی کاربرد فراوانی دارد.

اکنون گفته می شود که بازخورد زیستی ممکن است برای بعضی از اختلال ها کارساز نباشد. پژوهشگران یافتند که در بیست و شش آزمایش کاملا کنترل شده، روش های بازخورد زیستی از دو روش شبه درمانی از جمله یک روش قلابی بازخور زیستی نتایج بهتری به دست نیامد. این پژوهشگران این گونه نتیجه گیری کردند که نوع آموزش آرمیدگی یا تن آرامی[۳] از جمله بازخورد زیستی از هیچ بهتر است، اما آنان بازخورد زیستی را به عنوان جانشینی برای درمان پیشنهاد نکردند.

از بازخورد زیستی به دفعات برای درمان سردردهای مزمن استفاده شده، هرچند که نتایج درمانی در بعضی موارد به تاثیرات کلی مربوط به انتظار مثبت بیمار و درمانگر نسبت داده شده است.

این روزها فنون بازخورد زیستی به وسعت مورد استفاده قرار می گیرند، اما چنان که مطالعات نشان می هند، پیش از استفاده از این فنون باید اطمینان حاصل کنیم که کدام اختلال ها بیشتر با روش بازخورد زیستی تغییر می یابند و این کار زمانی از درجه اهمیت بیشتری برخوردار است که بازخورد زیستی به عنوان درمان اختلال های جدی از جمله الکلیسم گرفته تا مشکلات نورولوژیکی به کار بسته می شود.

 

منبع: خلاصه ای از نظریه های یادگیری السون و هرگنهان ترجمه علی اکبر سیف

پیمان دوستی

۹ فروردین ۱۳۹۶

[۱]. Biofeedback

[۲]. Visceral conditioning

[۳]. Relaxation

درباره پیمان دوستی

پیمان دوستی، دکتری تخصصي روانشناسی، مربي پذيرش و تعهد درماني(درمان مبتني بر پذيرش و تعهد)، مولف و مترجم كتاب هاي اكت

این مطالب را نیز ببینید!

نظریه نمونه گیری محرک: ویلیام کی استیس

استیس نظریه نمونه گیری محرک را مطرح ساخت که فرضیات این نظریه به شرح زیر …