.

دکتر پیمان دوستی

پیشنهادهایی برای تغییر سبک زندگی به شیوه ای سالم تر

تحقیقات نشان می دهند برخی از عادت های غذایی و فعالیت ها با پیامدهای سلامتی مرتبط می باشند. سعی کنید این عادات را در برنامه های روزمره خود قرار دهید.

فیبر محلول: هر روز یک یا دو غذای پر فیبر محلول مانند جو، سبوس حبوبات (نخود فرنگی، لوبیا و عدس)، برنج قهوه ای، میوه، برخی سبزیجات سبز (مانند کلم بروکلی) و … را انتخاب کنید.

فیبر نامحلول: نمونه هایی از غذاهای پر فیبر نامحلول شامل سبوس گندم، غلات کامل، پوست میوه و سبزیجات است. در برنامه غذایی روزانه خود از منابع فیبر نامحلول استفاده کنید.

میوه و سبزیجات: همیشه میوه و سبزیجات را در هر وعده غذایی یا میان وعده میل کنید. برای صبحانه انواع توت یا مرکبات داشته باشید، هویج برای ناهار و یک سبزی سبز تیره برای شام میل کنید.

ماهی روغنی: ماهی روغنی (مانند ماهی سالمون، ماهی قزل آلا یا ساردین) انتخاب کنید و آن را یک بار برای شام و یک بار برای ناهار یا میان وعده میل کنید.

لبنیات: شما باید حداقل دو وعده غذایی لبنی در روز داشته باشید.

رژیم غذایی با چربی کم اشباع شده: پروتئین خود را از کره بادام زمینی، سالاد لوبیا یا لوبیای پخته شده دریافت کنید. یک روش ساده دیگر برای کاهش مصرف چربی های اشباع شده، پختن با روغن های گیاهی و استفاده از مارگارین بدون چربی های هیدروژنه می باشد.

پیشنهاد سبک زندگیهدف
رژیم های غذایی با فیبر بالا محلولبیماری قلبیدیابت
رژیم های غذای با فیبر بالای نامحلولدیابت
حداقل ۵ وعده میوه و سبزیجات؛ ۷ تا ۸ وعده حتی بهتر هم هستند!بیماری قلبیسرطان
روزانه یک عدد گیاه سبز تیره و نارنجی (مانند هویج). مرکبات و انواع توت ها نیز توصیه می شود.سرطان
حداقل ۲ وعده ماهی روغنی در هفتهبیماری قلبی
حداقل ۲ وعده لبنیات در روزبیماری قلبی
رژیم های غذایی با چربی کم اشباع شدهبیماری قلبی
در طول روز به طور منظم با فاصله های بین ۲ تا ۴ ساعت غذا بخورید.دیابت
فعالیت بدنی منظم: ۶۰ دقیقه در روز یا ۱۵۰ دقیقه در هفته (۳۰ دقیقه ، ۵ روز در هفته).سرطانبیماری قلبی دیابت

گزینه های واقع بینانه ای برای کاهش وزن وجود دارد

خبر خوب اینجاست که گزینه های واقع بینانه ای برای کاهش وزن (لاغر شدن) وجود دارد. سعی کنید سبک زندگی تان را به یک شیوه سالم تر، رژیم غذایی متعادل تر، همراه با فعالیت های بدنی معقولانه عوض کنید.

تغییر سبک زندگی حتی اگر باعث کاهش وزن شما هم نشود، اما خطر مشکلات مربوط به سلامتی تان را کاهش می دهد. خبر خوب دیگری هم وجود دارد، مقدار وزنی که باید کم کنید تا پیشرفت های چشمگیری در سلامتی تان داشته باشید خیلی زیاد نیست، کم کردن فقط ۵ تا ۱۰ درصد از اضافه وزن تان می تواند به بهبود وضعیت سلامتی تان کمک کند.

توجه کنید که برای کاهش وزن پایدار باید یک برنامه بلند مدت از تغییر سبک زندگی داشته باشید و می توانید از متخصصین حوزه سلامت و یا روانشناسان برای کمک به حفظ سبک زندگی جدیدتان استفاده کنید.

آیا می توانم وزنم را کم کنم و کاهش وزنم را نگه دارم؟

تحقیقات به روشنی نشان می دهند که ما می توانیم وزن مان را کم کنیم (لاغر شویم) و این کاهش وزن را حفظ کنیم. برای کاهش وزن فقط لازم است تا مقدار کالری ای که در روز مصرف می کنید، کمتر از مقدار کالری ای باشد که وزن تان را حفظ می کند.

با این حال، فراموش نکنید که مصرف کمتر از ۸۰۰ کالری در روز و کاهش وزن سریع (لاغر شدن سریع) می تواند به سلامتی شما آسیب بزند. نکته دیگر این است که بعد از حدود شش ماه،‌ سرعت کاهش وزن شما کند می شود.

نکته مهمی که در کاهش وزن (لاغر شدن) باید به آن توجه کنید این است که کم کردن وزن با یک رژیم غذایی کم کالری کار راحتی است، حفظ کردن وزن تان پس از لاغر شدن است که می تواند یک چالش باشد و به تغییر سبک زندگی تان وابسته است. در واقع بیشتر افرادی که سبک زندگی شان را تغییر نمی دهند، یک سوم از وزن کم شده شان تا یک سال اول مجددا باز می گردد و تا پنج سال به وزن قبلی خود بر می گردند.

چگونه بدن می تواند وزن را تنظیم کند؟

شاید باور کردن این موضوع کمی سخت باشد، اما بدن می تواند مانند یک ترموستات وزن خود را تنظیم کند. به زبانی دیگر، وقتی همیشه یک سبک زندگی ثابت را حفظ می کنید، بدن پیوسته می خواهد وزن تان را به همان شکل نگه دارد.

برخی از قسمت هایی که در تنظیم وزن تان نقش دارند شامل ۱) متابولیسم عضلات اسکلتی، ۲) چربی بدن و هورمون های مربوط به چربی بدن، ۳) مغز (به ویژه هیپوتالاموس) و تعداد زیادی از مواد شیمیایی عصبی، که اشتها را کنترل می کنند، و ۴) معده ای که وجود مواد غذایی را حس می کند و پیام هایی به مغز شما می فرستد تا به شما بگوید چه موقع از خوردن غذا دست بکشید، می باشند. با توجه به اینکه بدن سعی می کند وزن تان را حفظ کند، اگر شما برای دوره ای طولانی یک نوع عادت پر خوری را انجام داده باشید، زمانی که وزن تان را کم می کنید اما بعد از آن هفته ای دو بار پرخوری کنید، بدن تان به راحتی شما را به وزن معمول خود باز می گرداند.

بدن در برابر پرخوری های کوتاه مدت هم از وزن محافظت می کند (وزن را حفظ می کند)، بدین معنی که اگر مدت کوتاهی به پرخوری بپردازید و پس از آن دوباره به عادات غذایی قبلی برگردید و فعالیت‌های بدنی تان را شروع کنید، خیلی سریع به وزن معمول خود بر می گردید. با این حال، اگر در یک دوره طولانی به پرخوری بپردازید، وزن بدن تان افزایش پیدا می کند و سرعت این افزایش وزن به ژنتیک شما بستگی دارد.

ژنتیک یا سبک زندگی: واقعاً چه چیزی وزن را تعیین می کند؟

آرایش ژنتیکی ما تنها چیزی نیست که وزن طبیعی بدن ما را تعیین می کند، بلکه وزن ما تحت تاثیر سبک زندگی روزمره ما نیز قرار دارد. در واقع تحقیقات نشان می دهند که ژنتیک فرد در پاسخ به پرخوری فرد، وزن را تعیین می کند.

به زبانی دیگر،‌ همه ما اگر پر خوری داشته باشیم اضافه وزن پیدا می کنیم (چاق می شویم)، اما ژنتیک ما تعیین می کند که با چه سرعتی وزن ما افزایش پیدا کند (چاق شویم).

متأسفانه محیط و سبک زندگی ای که در اکثر جوامع توسعه یافته متداول است، باعث پرخوری و عدم تحرک می شود.

اگر اضافه وزن داریم (چاق هستیم)، باید در خصوص سلامتی مان نگران باشیم؟

در جواب این سوال باید بگویم درحالی که بسیاری از مشکلات مربوط به سلامتی مانند مشکلات قلبی-عروقی، دیابت نوع ۲، سکته مغزی، آپنه خواب، انواع سرطان ها، و برخی بیماری های مزن مانند فشار خون بالا با اضافه وزن (چاقی) همراه هستند، اما کاهش ناگهانی وزن و رژیم های بسیار کم کالری (کمتر از ۸۰۰ کالری در  روز) هم مشکلاتی را برای سلامتی ما ایجاد می کنند.

کارشناسان توصیه می‌کنند افراد در هر دوره کاهش وزن، باید ۵ تا ۱۰ درصد از اضافه وزن خود را برای لاغر شدن هدف قرار دهند. سوالی که برای افراد دارای اضافه وزن پیش می آید این است که آیا الزاما کاهش وزن سلامتی آنها را بهبود می بخشد؟

در جواب این سوال باید بگویم تحقیقات نمی توانند این سوال را به طور شفاف پاسخ دهند که آیا افزایش سلامتی به دلیل کاهش وزن (لاغر شدن) است، یا به این خاطر است که افراد سبک زندگی خود را به شیوه ای سالم تر تغییر می دهند.

کاهش وزن (لاغر شدن) چه تاثیری بر رضایت از بدن مان می گذارد؟

تحقیقات نشان می دهند که با کاهش وزن (لاغر شدن)، رضایت بدن بهبود می یابد. افرادی که ۵ تا ۱۵ درصد کاهش وزن دارند (لاغر می شوند)، بهبود قابل توجهی در رضایت از بدن خود را تجربه می کنند و رضایت آنها از خود به حد طبیعی نزدیک می شود.

با این حال جالب است بدانید، کاهش وزن بیش از این حد با افزایش تصویر بدنی مناسب از خود همراه نمی باشد. با این همه، شما نیازی ندارید که لاغر شوید تا حس بهتری به خودتان پیدا کنید. راهکارهایی برای بهتر شدن احساس ما نسبت به تصویر بدنی مان مانند برخی مداخلات روانشناختی وجود دارد.

اهداف هوشمندانه (SMART)

هنگامی که ما متعهدانه برای یک برنامه جدید اقدام می‌کنیم، باید اهداف هوشمندانه (smart) را توسعه دهیم: خاص/ مشخص (s)، قابل‌اندازه‌گیری (m)، قابل دستیابی (a)، متمرکز بر نتیجه واقع بینانه (r) و محدود بر زمان (مترجم: مشخص بودن زمان و محدوده زمانی اجرا) (t).

عبارت “من بهتر خواهم شد” کمک نمی‌کند که یک موقعیت برجسته شود، زیرا هیچ پیشرفتی مشخص نشده است. تعیین انتظارات غیر واقعی از قبیل “من هرگز دوباره احساس افسردگی نخواهم کرد”، نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. تعیین یک بازه زمانی واقعی برای دستیابی به یک هدف کمک می‌کند تا احساس فوریت در مورد دستیابی به آن هدف مشخص شود.

اگر متعهد هستید که به سربازان قدیمی کمک کنید تا زخم‌های خود از جنگ را بهبود دهند، ممکن است شما سه یا چهار سال آینده را، برای دریافت مدرک کار در خدمات بالینی تعیین کنید تا بتوانید به طور حرفه‌ای با آنها همکاری کنید. پس از تعیین این هدف، ممکن است شما نیاز داشته باشید برای یافتن برنامه صحیح، چندین دور هدف گذاری را طی کنید، برای آن درخواست کنید و دوره تحصیلی را تمام کنید. هر یک از این مراحل: خاص/ مشخص، قابل اندازه گیری، در دسترس (قابل دستیابی)، متمرکز بر نتیجه واقع بینانه و محدود بر زمان است.

دیگر مهارت‌های انعطاف‌پذیری در تعهد به اقدام به ما کمک می‌کند تا امکان دستیابی به این اهداف را بدست آوریم. گسلش به ما این امکان را می‌دهد که خودمان را از افکار منفی و قضاوت درباره پیشرفت خود دور کنیم. ارتباط با خود متعالی، تمرکز ما را بر انجام عمل حفظ می‌کند زیرا ما به آن، و نه به انتظارات اجتماعی یا از اجتناب از گناه، توجه داریم. پذیرش به ما کمک می‌کند تا وقتی کار سخت می‌شود، محکم باشیم. حضور در لحظه به ما کمک می‌کند به جای اینکه به هدف نهایی و اینکه چقدر از آن فاصله داریم تمرکز کنیم، روی فرآیند متمرکز بمانیم. ارتباط با ارزش‌هایمان به ما یادآوری می‌کند که این اعمال دشوار در خدمت زندگی کردنِ زندگی‌ای است که به معنای واقعی آن خواهیم یافت، نه اینکه در خدمت اثبات ارزش خود یا گریز از تجربه‌های دشوار باشیم.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده/ نوشته دکتر استیون هیز (2019)/ ترجمه: دکتر پیمان دوستی، نرگس حسینی نیا، مهدی ماندگار، مریم پیرتاج (1400)

تمرین یک راز دارم برای شناسایی ارزش ها

هدف از تمرین یک راز دارم در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت / ACT)، تقویت آگاهی شما از این موضوع است که چقدر مطابق ارزش‌های اصلی خود عمل کردن، بر خلاف عملی که در خدمت گرفتن تایید اجتماعی یا بالابردن خود (Ego) است، معنادار می‌باشد.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده/ نوشته دکتر استیون هیز (2019)/ ترجمه: دکتر پیمان دوستی، نرگس حسینی نیا، مهدی ماندگار، مریم پیرتاج (1400)

عملی را انتخاب کنید که ارزش عمیقی را آشکار می‌سازد و ببینید آیا می‌توانید برنامه‌ای برای انجام آن به صورت یک راز (محرمانه) داشته باشید. برای مثال، یک کار خیرخواهانه برای یک دوست انجام دهید، بدون آنکه کسی بداند چه کسی آن را انجام داده است، به یک خیریه که دوست دارید، کمک مالی کنید، بدون اینکه به کسی بگویید یا به صورت ناشناس به یک غریبه که نیاز دارد، شفقت نشان دهید.

در همان لحظه و در همان روز، ده دقیقه در خصوص آنچه درباره این ارزش‌ها تجربه کردید و آنچه درباره چگونگی انجام (ایجاد) اقدام‌های بیشتر مبتنی بر ارزش‌ها در زندگی روزانه خود پیشنهاد می‌کنید، بنویسید. مطمئن شوید که درمورد آنچه از این تمرین آموخته‌اید، با دیگران صحبت نکنید. این موضوع درمورد چیزهایی است که شما انجام می‌دهید، شما فقط به این دلیل آنها را انجام می‌دهید چون به آنها اهمیت می‌دهید.

اگر این تمرین سخت باشد، تأمل در این امر حائز اهمیت است. ممکن است خودتان را در حالی ببینید که اجازه داده‌اید یک دوست درباره برنامه شما چیزی بداند، یا بعدا درباره کار خوب خود به او بگویید. درخصوص دلیل آن کاووش کنید. اگر این کاووش از نظر هیجانی برای شما ناراحت کننده باشد، گمان می‌کنم که شاید نیاز به گرفتن تایید اجتماعی، توانایی شما برای پیدا کردن احساسی از معنای شخصی‌تان را تحت الشعاع قرار داده باشد. در این حالت، تقریباً هر روز یک نسخه بسیار کوچک از این تمرین را انجام دهید تا زمانی که انجام آن برایتان آسان باشد و بتوانید رازداری خود را ۱۰۰ درصد در مورد اقدامات خود، حفظ کنید. سپس می‌توانید به تدریج اهمیت کارهایی که انجام می‌دهید را افزایش دهید.

تمایل برای معنا

برای انسان، هیچ تمایلی مهمتر از انتخاب آزادانه و دنبال کردن مسیر زندگی‌اش وجود ندارد. یک حس واضح از معنای خود-هدایت شده، انگیزه‌ای پایدار را برای ما فراهم می‌کند.

اما ما می‌توانیم به راحتی، از آنچه در واقع برای ما معنادار است غافل شویم و به جای آن، اهداف رضایت بخشِ سطحی و سازگار با اجتماع را دنبال کنیم. هر تیکِ ساعت، می‌تواند ما را با پوچی چنین زندگی‌ای مسخره کند.

ما تمایل‌هایِ خود را به دلایل مختلف، به مسیری اشتباه سوق می‌دهیم. یک دلیل این است که ما به خودمان اعتماد نداریم که می‌توانیم انتخاب‌های خوبی انجام دهیم و از آزادی‌ای که زندگی به ما می‌دهد، فرار می‌کنیم. ما می‌ترسیم که دوره‌ای از زندگی را برگزینیم که کیفیت لازم برای دنبال کردن را نداشته باشد. شاید ما ارزش خود را به بزرگ شدن فرزندان‌مان اختصاص دهیم، اما شک داشته باشیم که والدین خوبی خواهیم بود. یا شاید آرزوی داشتن یک مدرک دانشگاهی در دانشی جدید را داشته باشیم، اما از خود بپرسیم که آیا من از لحاظ هوشی توانایی آن را دارم.

همچنین ممکن است ما نگران این موضوع باشیم که ارزش‌های ما خارج از هنجارهای فرهنگی باشد، ما را به سمت پایین سوق دهد، کنار گذاشته شوند، یا حتی باعث مورد تمسخر قرار گرفتن ما شوند. شاید ترجیح دهیم شغل پر فشار ولی پر درآمد خود را کنار بگذاریم و وقت بیشتری را با خانواده خود سپری کنیم، اما به این دلیل شغل خود را ادامه می‌دهیم که متقاعد شده‌ایم اگر شغل‌مان را ترک کنیم، دیگران فکر می‌کنند ضعیف هستیم.

ما به تصورات‌مان از خودمان می‌چسبیم و از رها شدن در مسیر زندگی ترس داریم- شاید به این دلیل که حس ما از خودمان با یک وکیل یا مدیر بازرگانی موفق آمیخته شده است، درحالی که در اعماق قلب‌مان می‌دانیم که می‌خواهیم یک درمان‌گر باشیم. بیشتر از همه، ما به این دلیل که می‌خواهیم از دردهایی که در گذشته داشته‌ایم اجتناب کنیم، از ارزش‌های واقعی خود دور می‌شویم.

ممکن است خودمان را متقاعد کنیم که ارزشی در خصوص عشق در روابط نداریم، زیرا در گذشته کسی که دوستش داشته‌ایم، به ما آسیب زده است. بنابراین، تمام شکل‌های عدم انعطاف پذیری (سفتی) روان‌شناختی، خودشان را در تمایل ما برای معنا و خود- جهت‌گیری، نشان می‌دهند.

در اصل، فرهنگ ما به افراد كمك نمی‌كند تا معنای خاص خود را انتخاب كنند. به جای آن، ما به دنبال کردن چیزهای سطحی که حسی از ارزشمندی را به ما می‌دهند، تشویق می‌شویم. ما به سرعت یک حس رضایت خاطر را با معنا اشتباه می‌گیریم، در نتیجه دستاوردها و چیزهایی را انباشته، و یک لیست طولانی از “نیازها”، طبق دستورات اجتماعی را دنبال می‌کنیم.

پیام اجتماعی غالب این است که ارزش ما توسط دارایی‌های ما و به وسیله روش‌های تأیید شده فرهنگی و یا مطابق با انتظارات اجتماعی، ارزیابی می‌شود. این موضوع می‌تواند موفقیت شغلی، ازدواج و داشتن فرزند، یا حتی “خوشحال بودن” باشد. ممکن است این چیزها را واقعا معنادار بدانیم، اما اگر آنها را به خاطر اجتناب از درد سانسور اجتماعی یا خود-انتقادگری به دلیل عدم موفقیت دنبال کنیم، یک کیسه (ساک) خالی خواهند بود.

تأثیرات مادی‌گرایی را در نظر بگیرید، این عقیده که دارایی و املاک منجر به رضایت از زندگی خواهد شد. مطالعاتی بر روی این افراد به صورت نظر سنجی صورت گرفته است که آیا با جمله‌های این‌ چنینی موافق هستید: “بعضی از مهم‌ترین دستاوردهای زندگی شامل دستیابی به دارایی‌های مادی است؛” “اگر می‌توانستم توانایی خرید چیزهای بیشتری را داشته باشم، خوشحال‌تر خواهم بود؛” “من دوست دارم چیزهایی داشته باشم که با آنها مردم را تحت تاثیر قرار دهم.” موافقت با این سبک جمله‌ها به طور معناداری (قابل توجهی) با اضطراب، افسردگی، خود-ارزیابی منفی، و رضایت از زندگی پایین در ارتباط است.

شهرت، قدرت، و مورد توجه دیگران بودن، همه‌ی “خواسته‌ها” و “نیازها” را برآورده نمی‌کنند. هنگامی که آنها را به دست می‌آوریم، هرگز کافی نیستند. بیلیونرها می‌خواهند بدانند که چطور می‌توانند پول بیشتری به دست آورند. بودائیان، این تمرکز روی دستاوردها و ثروت مادی را “دلبستگی” می‌نامند و آن را عامل اصلی رنج می‌دانند. آنچه که واقعاً ما را به شکلی ماندگار با انگیزه می‌کند را، از دست می‌دهیم، و هرچه قدر بیشتر به دست بیاوریم، نگون بخت‌تر و بیشتر از تعادل خارج می‌شویم.

چرخش ارزش‌ها به ما اجازه می‌دهد (امکان می‌دهد) تا تمایل خود برای معنا را، به سمت فعالیت‌هایی که واقعا آنها را معنادار می‌دانیم، سوق دهیم.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده/ نوشته دکتر استیون هیز (2019)/ ترجمه: دکتر پیمان دوستی، نرگس حسینی نیا، مهدی ماندگار، مریم پیرتاج (1400)