برای افرادی که از اختلال شخصیت مرزی (BPD) رنج میکشند، گاهی یک اتفاق کوچک —یک مکث در پیام، یک لحن متفاوت، یا تأخیر در تماس — بهسرعت به «خطرِ رهاشدگی» تبدیل میشود. نتیجه؟ موج هیجان بالا میآید: خشم، ترس، اندوه یا درماندگی. و آنچه بیرون میریزد، گاهی بیش از واقعیتِ موقعیت است؛ اما برای فرد، خیلی واقعی حس میشود.

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی
در بالین معمولاً میبینیم: ۱) تعبیر تهدیدآمیز از نشانههای مبهم، ۲) رفتارهای تکانشی برای قطعِ فوری درد، و ۳) شرم و خودسرزنشی که چرا چرخه را تکرار کرده است.
در اینجا درمان مبتنی بر پذیش و تعهد (ACT) و درمان متمرکز بر شفقت (CFT) یک پیام کلیدی دارند: هدف این نیست که هیجان «حذف» شود؛ هدف این است که فرد یاد بگیرد: ۱) آنچه را تجربه میشود، مشاهده کند؛۲) به جای جنگیدن با تجارب، آگاه بودن و پذیرشِ فعال تجارب را تمرین کند و ۳) با خود، شفقت بسازد تا سیستم تهدید کمتر فعال شود.
وقتی در لحظهی طغیان، فقط یک قدم اضافه شود—«من الان در حال تجربهی هیجان هستم، نه در حال وقوعِ فاجعه»—قدرتِ انتخاب برمیگردد.